پدرام جوادزاده مدرس، پژوهشگر و کارشناس حوزه موسیقی در گفتگو با خبرنگار مهر و در پاسخ به پرسشی مبنی بر کاهش مخاطب و تولید آثار موسیقایی با کیفیت مرتبط با مقوله «مناجاتخوانی» و آثار مشابه بیان کرد: ما اساساً با ماجرایی فراتر از موسیقی روبهرو هستیم و باید بپذیریم که در محیطهای شهری به معنای واقعی کلمه دیگر آن حال و هوای ایامی که ماه مبارک رمضان جلوه دیگری داشت، کمرنگ شده است. به تبع آن، اهالی موسیقی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اگر قبلاً مثلاً ۱۰ نفر در جامعه موسیقی به مناجات میپرداختند، امروز این عدد احتمالاً کاهش یافته یا حداقل نمود کمتری دارد. منظورم این است که جامعه موسیقی هم جدا از این فضا نیست.
وی افزود: نکته دیگری که در این چارچوب میتوان به آن اشاره کرد این است که افرادی که ممکن است در جامعه موسیقی میل به این کار داشته باشند، در حال حاضر آن را انجام نمیدهند. ما باید با این واقعیت روبهرو شویم که در «مناجاتخوانی» درآمد چندانی وجود ندارد. بنابراین، کسی حاضر نیست از جیب خود هزینههای سرسامآور تولید آلبوم یا قطعهای را بپردازد، در حالی که بازگشت مالی ندارد. از سوی دیگر مجموعههایی هم که تا چندی پیش جدیت و تلاش بیشتری برای تولید چنین آثاری داشتند، دیگر این موضوع را چندان جدی نمیگیرند یا درگیر سفارشهایی هستند که کمتر رنگ و بوی هنری گذشته را دارند. در حالی که به نظر من این رویکردِ تولید آثار مبتنی بر تحولات سیاسی، نهتنها مشکلی را حل نکرده، بلکه آسیبهای جدی نیز به ما زده است. برخی هنرمندان نیز قهر کردهاند؛ مثلاً فلان خوانندهای که قبلاً مناجات میخواند، اگر پیشنهاد هنری مناسبی با پوشش مالی خوب به او شود، قطعاً با توجه به ارادتی که در عمق وجودش است دوباره میخواند. البته هنرمندانی هم الان قهر کردهاند و بهحق از برخی اتفاقات دلگیر هستند. به هر حال روندی که در پیش گرفتهایم، باعث شده افرادی که در این حوزه کم داشتیم، باز هم کمتر شوند.
این کارشناس و پژوهشگر حوزه موسیقی در ادامه صحبتهای خود بیان کرد: به نظر من، موسیقی ایرانی که بخشی از خود را در «مناجاتخوانی» ها نشان میدهد اکنون با بحران مخاطب روبهرو شده است. فرقی نمیکند چه سبکی، ماهیتی، فرمی یا محتوایی داشته باشد؛ ما با مسئلهای بسیار جدی مواجهیم. اینکه «موسیقی ایرانی مخاطب ندارد». البته که در اینجا نمیخواهم دلایل یا راهحلهای احتمالی را مطرح کنم، اما نتیجه این است که «مناجاتخوانی» نیز به دلیل همین کاهش مخاطب در موسیقی ایرانی با چالشهای متعددی روبهرو شده است. ما تا زمانی که راهحلی برای بازتولید موسیقی ایرانی پیدا نکنیم، به تدریج «مناجاتخوانی»، «نوروزخوانی»، «سحریخوانی» و دیگر سنتهای رمضانی را از دست خواهیم داد. کما اینکه بسیاری از این محصولات اکنون تنها به پدیدههایی تاریخی و موزهای تبدیل شدهاند که در جایی ضبط شدهاند.
جوادزاده درباره دیگر نکاتی که طی سالهای اخیر به موضوع «مناجاتخوانی» آسیب وارد کرده، توضیح داد: متاسفانه بسیاری از آثار «مناجاتخوانی» ضبطشده، توسط افرادی تولید شدهاند که اعتقادی به این حوزه ندارند. افرادی که پروژههای موسیقایی را صرفاً به عنوان سفارش کاری میبینند به همین دلیل، بسیاری از این آثار تأثیرگذار نبودهاند. آثاری که نمیتوانند اثرگذار باشند تا با جان و روح مردم ارتباط برقرار کند. چگونه کسی که به مناجات اعتقاد ندارد، میتواند اثری معنوی خلق کند؟ صرفاً برای پول؟ پس نتیجه این است که وقتی میخواهیم از مناجات حرف بزنیم، ناچاریم غیر از در نظر گرفتن موارد استثنا به آثار ۲۰ یا ۳۰ سال پیش بازگردیم؛ آثاری که امروز رنگ و بوی نوستالژیک دارند و تنها برای نسل ۳۰ تا ۴۰ ساله قابل درک هستند زیرا نسلهای جوانتر اساساً این آثار را نمیشناسند و این یک ضعف جدی است.
این کارشناس و پژوهشگر موسیقی در بخش پایانی صحبتهای خود تصریح کرد: به اعتقاد من دستگاههای فرهنگی باید کمی از حوزه سیاسی فاصله بگیرند و به مسائل فرهنگی بپردازند. این تصمیم به عهده مدیران است. مدیران ما باید درک کنند که فرهنگ را باید از تحولات سیاسی جدا نگه داشت. ما باید برای روح و روان مردم ارزش قائل شویم، وقت و هزینه بگذاریم. اگر هنرمند کاربلد و معتقدی داریم، از او حمایت کنیم. به اعتقاد من مدیران نظام جمهوری اسلامی هم باید به بازتولید سنتها پرداخته و فرهنگ ایرانی را احیا کند وگرنه ما نسلی خواهیم بود که در تاریخ به خاطر از بین بردن این میراث سرزنش میشویم همانطور که امروز ما دورههای قاجار، افشاریه و صفویه را نقد میکنیم. البته اگرچه امروز هم برای اقدام کمی دیر است، اما اگر مسیر درستی را طی کنیم، میتوانیم آن حس و حال زیبا و آن نغمههای روحنواز را به جامعه بازگردانیم و امیدوارم روزی دوباره بتوانیم آن احساسات را تجربه کنیم.
نظر شما