به گزارش خبرنگار مهر، در سالهای اخیر، کشور با تحولات گستردهای در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مواجه بوده است. این تحولات، چه در عرصه داخلی و چه در سطح بینالمللی، تأثیرات قابل توجهی بر روند سیاستگذاریها و تصمیمگیریهای کلان کشور داشته است. از یک سو، فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها و چالشهای مدیریتی، ضرورت اتخاذ رویکردهای جدید برای عبور از شرایط دشوار اقتصادی را دوچندان کرده است. از سوی دیگر، تحولات سیاسی و اجتماعی، فضای مطالبهگری و مشارکت مردم در فرآیندهای تصمیمسازی را تقویت کرده و نیاز به شفافیت، پاسخگویی و کارآمدی در نهادهای اجرایی را افزایش داده است. در این شرایط، بررسی دقیقتر وضعیت موجود، شناخت چالشهای پیش رو و ارائه راهکارهای عملی برای بهبود شرایط، نیازمند گفتگو با افرادی است که در متن این تحولات قرار داشته و از نزدیک در جریان سیاستگذاریها و مدیریت کلان کشور هستند. آگاهی از دیدگاهها و تحلیلهای مسئولان اجرایی میتواند به روشنتر شدن مسیر آینده و شفافسازی برنامههای پیش رو کمک کند. به همین منظور، گفتگویی داشتیم با محسن منصوری معاون اجرایی دولت سیزدهم که در سالهای اخیر در جایگاههای مدیریتی مختلفی حضور داشته، با توجه به تجارب اجرایی که در کارنامه دارد میتواند تحلیلی جامع و واقعبینانه از شرایط کشور ارائه دهد. در این گفتگو، تلاش شده است تا موضوعاتی همچون سیاستهای اقتصادی، برنامههای دولت برای توسعه و عدالت اجتماعی، مسائل مرتبط با جوانان، وضعیت اشتغال و معیشت مردم و همچنین نقش دولت در رفع موانع پیش رو مورد بحث و بررسی قرار گیرد. هدف از این گفتگو، ارائه تصویری شفاف از برنامهها و سیاستهای اجرایی دولت و ارزیابی چگونگی تحقق اهداف تعیینشده در شرایط کنونی است. بخش دوم این مصاحبه را بخوانید.
اینطور که حضرت آقا فرمودند دولت شهید رئیسی الگوی مدیریت کشور هست، سرمایهها و دستاوردهایی را برای انقلاب اسلامی داشت، شما مهمترین این دستاوردها را چه میدانید؟
باید تفکیک کنیم و در موضوعات مختلف صحبت کنیم. آقا فرمودند اگر دولت ادامه پیدا میکرد، بسیاری از مشکلات کشور حل میشد. آقا در دیداری که خدمتشان بودیم، دیدار ماقبل آخر، فرمودند دولت شهید رئیسی در بیش از ۵۰ شاخص اقتصادی وضع کشور را بهبود بخشید. سپس در همان دیدار، ۱۲ مورد از مهمترین این شاخصها را خود حضرت آقا بیان فرمودند. به نظر من باید در حوزهها و لایههای مختلف این موضوع را تحلیل کنیم. در سیاست خارجی، سیاست خارجی شهید رئیسی را با سایر دولتها مقایسه کنید و ببینید که بعد از سه سال، که البته دوره مدیریت ایشان کمتر از سه سال شد، وضعیت سیاست خارجی ما از نظر عزت، حکمت، مصلحت، اقتدار و وزن جمهوری اسلامی در مناسبات بینالمللی و منطقهای به چه شکل بود. ما معتقدیم که در این حوزه تحولات جدی ایجاد شد. توجه ویژه به محور مقاومت کمنظیر بود. در مراودات با کشورهای منطقه و در مسائل همسایگی، سیاست ارتباط مطلوب با کشورهای همسایه را با جدیت پیگیری کردند. سفرهای متعدد، مذاکرات گسترده و احیای بسیاری از توافقات، از جمله توافق با چین، استحکام روابط با روسیه و برقراری ارتباط با عربستان، نمونههایی از این اقدامات بودند. ما در سیاست خارجی، پروندههای باز متعددی داشتیم که آقای رئیسی یکییکی آنها را شخصاً پیگیری میکردند. من خاطرم هست که روی میز کاریشان یک دفترچه بزرگ قرار داشت که شامل لیست توافقات بینالمللی بود. یک بار ایشان این دفترچه را به جلسه دولت آوردند و با جدیت، و بعضاً با عتاب، خطاب به مدیران گفتند: «آقا، شما باید اینها را پیگیری میکردید و در زمان مقرر به نتیجه میرساندید». سپس از وزرا و مسئولان دستگاههای مختلف، بهصورت دقیق و مستند، پیگیری میکردند که هر توافق در چه مرحلهای قرار دارد. در جلسات پیگیری ویژه، ایشان برخی پروژهها را با جزئیات، گاه تا یک ساعت یا یک ساعت و نیم، مورد بررسی قرار میدادند تا کار به نتیجه برسد. از جمله توافقات راهبردی که در حوزه سیاست خارجی داشتیم، پروژههای کریدوری بود که اهمیت بسیار زیادی برای کشور داشت. شخصاً مسائل را دنبال میکردند، چراکه اگر ایران کریدورهای ترانزیتی خود را از دست بدهد و مزیت منطقهایاش تضعیف شود، این خسارت جبرانناپذیر خواهد بود.
برای شهید رئیسی مهم نبود چه کسی مقابل او نشسته است. برخی از مسئولان ابرقدرتها و رؤسای جمهور بزرگترین کشورها روبهروی او قرار میگرفتند، اما او در دفاع از منافع کشور، کاملاً بدون لکنت و مقتدرانه صحبت میکرد. در دفاع از مواضع جبهه مقاومت، قاطع و منحصربهفرد بود
متأسفانه، شنیدهام که در دولت جدید اجرای برخی از این کریدورها متوقف شده یا در حال توقف است، که این مسئله خسارت جدی برای کشور خواهد داشت. نباید نسبت به اجرای این پروژهها، چه در حوزه راه و چه راهآهن، کوتاه بیاییم. در سیاست خارجی، آقای رئیسی نگاه جامعی داشتند. ما سالها بود که بیش از ۱۰ سال کسی به آفریقا توجهی نمیکرد، اما شهید رئیسی سفرهای متعددی را آغاز کردند و باب مذاکره و مراودات اقتصادی را با این قاره باز کردند. پروندههای بازی که سالها معطل مانده بودند، در دولت ایشان به نتیجه رسیدند یا در مسیر حلوفصل قرار گرفتند. از دیگر پروژههای مهمی که به نتیجه رسید، توافق گازی با ترکمنستان بود. بدهیها پرداخت شد و مشکل انتقال گاز حل شد. همچنین، پروژه انتقال برق به پاکستان که سالها معطل مانده بود، در این دولت به سرانجام رسید. در موضوع هیرمند، شخص رئیسجمهور از طریق وزارت خارجه و وزارت نیرو این مسئله را پیش بردند. اگر بخواهیم تکتک این موارد را بررسی کنیم، بحث بسیار مفصل خواهد شد، اما به نظر من، از نقاط درخشان کارنامه شهید رئیسی همان حوزهای است که بعضی رقبا او را در آن متهم به ضعف میکردند: سیاست خارجی. شما یادتان هست که برخی میگفتند: «شما زبان دنیا را بلد نیستید، شما در حوزه علمیه درس خواندهاید، چطور میخواهید با دنیا مذاکره کنید؟» اما از قضا، همین نقطهای که مخالفان بر آن تأکید داشتند، به نقطه قوت شهید رئیسی تبدیل شد. شهید رئیسی کسی بود که بدون لکنت و با تمام قدرت، با همه کشورها و قدرتهای جهانی مذاکره میکرد. برای شهید رئیسی مهم نبود چه کسی مقابل او نشسته است. برخی از مسئولان ابرقدرتها و رؤسای جمهور بزرگترین کشورها روبهروی او قرار میگرفتند، اما او در دفاع از منافع کشور، کاملاً بدون لکنت و مقتدرانه صحبت میکرد. در دفاع از مواضع جبهه مقاومت، قاطع و منحصربهفرد بود. در یکی از همین اجلاسها، دو نفر از رؤسای جمهور درباره اتفاقات ۷ اکتبر صحبت میکردند و مدعی بودند که فلسطینیها مرتکب اشتباه شدند و نباید این تهاجم را انجام میدادند. در حقیقت، تاریخ را از میانه روایت میکردند، گویی حمله از سمت فلسطینیها آغاز شده است، در حالی که این پاسخی به دهها سال اشغالگری و بیش از ۷۰ سال ظلم و تجاوز رژیم صهیونیستی بود.
همانجا، شهید رئیسی بلافاصله و مقتدرانه تذکر دادند. تذکری محکم، روشن و اثرگذار: «اینگونه نیست! این حمله یک واکنش به سلسلهای از جنایات و ظلمهای پیدرپی بوده است.» اینگونه برخوردهای قاطع و صریح از سوی ایشان کم نبود. ویژگیهای شخصی شهید رئیسی بهگونهای بود که هنگام دیدار با بسیاری از رؤسای جمهور و مقامات کشورهای مختلف، یک ارتباط شخصی و عاطفی با آنها برقرار میکرد. شاید همین ویژگی یکی از دلایل تکریم بیسابقهای بود که پس از شهادت ایشان اتفاق افتاد. حضور حدود ۷۰ هیئت از کشورهای مختلف در مراسم تشییع و یادبود، نشاندهنده همین تأثیرگذاری ویژه بود. در کنار این دستاوردهای مهم در سیاست خارجی، میتوان در حوزههای عمرانی، اقتصادی و فرهنگی نیز بهتفصیل بحث کرد. هرکدام از این بخشها شاهد اقدامات و دستاوردهای قابل توجهی بودند.
تصویری که عموم مردم از شهید رئیسی دارند شخصیتی رئوف و مهربان با چهره بشاش است. آیا پیش آمده که در هیئت دولت عصبانی شده باشند و اگر پیش آمده، این عصبانیت در چه موردی رخ داده است؟
یکی از ویژگیهای بارز شهید رئیسی، اینکه بسیار مبادی آداب بودند. حتی زمانی که ناراحت یا دلخور میشدند، همواره در چارچوب مباحث دینی و شرعی احساسات خود را بروز میدادند. خودشان گاهی هنگام ناراحتی روایتی را نقل میکردند و میگفتند: «أعوذ بالله من غضب الحلیم»؛ یعنی باید از روزی ترسید که فرد صبور و بردبار خشمگین شود. البته پیش میآمد که ایشان از برخی مسائل یا برخی مدیران گلهمند باشند، اما یکی از نقاط قوتشان این بود که در کنار حلم، بردباری، صبر و سعهصدر، امور را با جدیت و قاطعیت پیگیری میکردند. نباید میان این دو ویژگی دوگانهای ایجاد کرد؛ یعنی تصور شود که ایشان یا صرفاً فردی ملایم و اهل تعامل بودند یا فقط مدیری قاطع. بلکه در رعایت مباحث اخلاقی، کاملاً خوشرو، متعامل و اهل ملاطفت بودند، اما در مقام مدیریت، مدیری قاطع، مصمم و متعهد به مسائل به شمار میرفتند. ایشان خود تأکید داشتند که ۸۰ درصد کار مدیریت، پیگیری است. گاهی روی جزئیات مسائل تمرکز ویژهای داشتند، اما این دقت نظر هرگز مانع از توجهشان به کلیات، سیاستگذاریها و مسائل کلان نمیشد. پیگیریهای جدی و قاطع ایشان کاملاً همراه با رعایت آداب بود. در جلسات، با جدیت از مدیران درباره مسائل مردم حسابکشی میکردند، اما هرگز بیاحترامی یا رفتاری خارج از چارچوب از ایشان دیده نشد. حتی یک مورد هم مشاهده نشد که عصبانیتشان به شکلی نامتعارف منجر به توهین به فردی شود. البته، گاهی به دلیل دغدغه نسبت به حقوق مردم، ناراحت یا عصبانی میشدند، اما همه میدانستیم که این ناراحتی صرفاً از روی احساس مسئولیت و مطالبهگری نسبت به کار مدیرانشان است.
تصاویر بسیاری از شهید رئیسی ثبت شده است که در رسانهها بازتابی نداشته و یا هرگز منتشر نشده، اینکه رئیس جمهور به نقاط صفر مرزی و نقاط صعب العبور سفر میکرد و در آنجا حضور مییافت، کنشگری مردم در خصوص حضور رئیس جمهور در مناطق محروم چطور بود؟ کمی ارتباط چهره به چهره رئیس جمهور شهید با مردم را توصیف کنید.
ایشان بهشدت اهل سادهزیستی بودند و از هرگونه تشریفات پرهیز میکردند. ما همواره میدانستیم که اگر هزینهای خارج از عرف باشد، حتماً حاجآقا ناراحت خواهند شد و حتی ممکن است برخورد کنند. این ویژگیهای شخصیتی، از شهید رئیسی یک رئیسجمهور در تراز انقلاب اسلامی ساخته بود
واقعاً عاشقانه مردم را دوست داشتند و این محبت باعث میشد که حاجآقا غم مردم را بخورند. وقتی به مناطق محروم میرفتیم، اگر مشکلی پیش میآمد، واقعاً میدیدیم که حاجآقا مکدر میشدند و ناراحتی مردم، ایشان را تحت تأثیر قرار میداد. در عین حال، اگر در جایی حضور گسترده و پرنشاط مردم را میدیدند، چهرهشان بشاش میشد. یادمان هست که در برخی از سفرها، به دلیل برنامهریزیهای فشرده، ایشان را اذیت میکردیم. خیلی وقتها کوتاهی داشتیم و برنامهها را بهقدری فشرده میچیدیم که از ساعت ۴ یا ۵ صبح از تهران حرکت میکردیم و تا نیمهشب برنامه داشتیم، و روز بعد دوباره از سر میگرفتیم. اما همین که به میان مردم میرفتیم و حضور پرشور آنها را میدیدیم، حاجآقا دچار بهجتی خاص میشدند. حضور در بین مردم و ارتباط چهرهبهچهره با آنها، از بهترین لحظات زندگی شهید رئیسی بود. ملاطفت ایشان نسبت به مردم را بهخوبی میشد در همین دیدارها مشاهده کرد. گاهی یک پیرزن، یک نوجوان، یک دختربچه یا یک فرد معلول، ستون اسکورت رئیسجمهور را متوقف میکرد. اگر خودشان این صحنه را میدیدند، بیدرنگ دستور توقف کاروان را میدادند تا مشکل آن فرد حل شود. مثلاً همان ماجرای پیرزن عشایری که در روستایشان مشکلاتی داشت، نمونهای از این رفتار بود. حاجآقا غم مردم را میخوردند و این دغدغه نهتنها مانع رسیدگی به مسائل کلان نمیشد، بلکه حتی در جزئیترین امور نیز پیگیری جدی داشتند. گاهی کسی نامهای شخصی به ایشان میداد و حاجآقا آن را کنار نمیگذاشتند، بلکه شخصاً پیگیری میکردند. مثلاً در مورد فردی که به دلایل گزینشی نتوانسته بود تأیید شود، ایشان پس از اطلاع از ماجرا، از من خواستند که مجدداً بررسی کنم. تأکید داشتند که اگر امکان اغماض وجود دارد، کمک شود و اگر نه، در جایی که حساسیت کمتری دارد، مشغول شود. در نهایت، حتی دستور دادند که اگر هیچ راهی برای بهکارگیری او در دولت نیست، حتماً برایش یک شغل مناسب در بخش خصوصی پیدا کنیم تا خانوادهاش دچار مشکل معیشتی نشود. این میزان از عطوفت و مهربانی نشان میدهد که ایشان حتی در امور شخصی و معیشتی افراد نیز دغدغهمند بودند. در مورد مسائل مدیریتی هم بسیار حساس و دقیق بودند. یکبار گزارشی رسیده بود که یکی از معاونین ما هزینهای برای دکور اتاقش کرده است. هرچند گزارش درستی نبود، اما ایشان بلافاصله مرا خواستند و گفتند: «برو بررسی کن، اگر چنین مسئلهای هست، حتماً برخورد شود.» اما درعینحال، قضاوت زودهنگام نمیکردند و اجازه میدادند که ابتدا تحقیق انجام شود تا تصمیمی درست و منصفانه گرفته شود. ایشان بهشدت اهل سادهزیستی بودند و از هرگونه تشریفات پرهیز میکردند. ما همواره میدانستیم که اگر هزینهای خارج از عرف باشد، حتماً حاجآقا ناراحت خواهند شد و حتی ممکن است برخورد کنند. این ویژگیهای شخصیتی، از شهید رئیسی یک رئیسجمهور در تراز انقلاب اسلامی ساخته بود. روش مدیریتی و مشی خدمترسانی ایشان، افقی را ترسیم کرد که شاید تا مدتها کسی نتواند به آن دست یابد.
از آخرین دیداری که با شهید رئیسی داشتید بگویید.
آخرین دیداری که با ایشان داشتم، شب قبل از حادثهای بود که اتفاق افتاد. در چند نوبت در روز قبل از آن، خدمتشان رسیدیم. یک برنامهای توسط همکاران ما در حوزه ستاد جوانی جمعیت در سالن اجلاس برگزار شده بود که در آن حضور داشتیم. پس از آن، جلسه دیگری هم بود که در خدمتشان بودیم. در واقع، شاید بتوان گفت که آخرین دیدارمان پیش از حادثه ورزقان، در همان برنامهها رقم خورد. البته سفر ورزقان پس از سفر آذربایجان انجام شد که قرار بود در آن همسفرشان باشم. شب قبل از سفر، با ایشان تماس گرفتم و عرض کردم که در چند روز اخیر تهران نبودم و حجم کارهایم در تهران بهقدری زیاد شده که واقعاً نیاز دارم در این چند روز باقیمانده، به آنها رسیدگی کنم. در این مدت، دو روز در مازندران همراه آقای رئیسجمهور بودم، دو روز دیگر در سفرهای دیگر شرکت داشتم، و سه روز هم بین دو سفر، به لرستان رفته بودم. در مجموع، در ده روز منتهی به برنامه آذربایجان، حدود شش یا هفت روز را خارج از تهران بودم. به ایشان عرض کردم که اگر اجازه بدهند، در این سفر همراهشان نباشم، اما همه کارها هماهنگ شده است؛ چه وظایفی که بر عهده معاونت اجرایی بود، چه اموری که دفتر رئیسجمهور باید انجام میداد، و چه هماهنگیهای لازم با دستگاههای اجرایی ازجمله وزارت نیرو، وزارت راه، وزارت خارجه و سایر مجموعههای درگیر در سفر. حاجآقا، با همان ادب و بزرگواری همیشگی، فرمودند: «اگر هماهنگیها انجام شده و کارها پیش میرود، ما برای شما زحمتی نداریم.» با همین ادبیات و متانت خاص خودشان سخن گفتند. اما حالا که به گذشته نگاه میکنم، حسرت میخورم که از این سفر آخر محروم شدم. تا روز قبل از حادثه در خدمتشان بودم، اما دیگر کمتوفیق شدیم و دستمان کوتاه ماند.
از احوال دولت بعد از شهید رئیسی بگویید، چه فضایی بر دولت حاکم شد؟
شهید رئیسی برای ما فقط یک مدیر عالی نبود؛ رابطهای که با ایشان داشتیم، یک رابطه کاملاً عاطفی بود. البته برخی از وزرا و مدیران، بیشتر ارتباطی حرفهای با شهید رئیسی داشتند و در چارچوب همکاری دولتی با ایشان کار میکردند. اما گروهی دیگر از اعضای دولت، که از گذشته در کنار حاجآقا بودند، ارتباطات نزدیکی با ایشان داشتند. این افراد دلبستگی عاطفی عمیقی به شهید رئیسی پیدا کرده بودند، چرا که سالها همراه و همسنگر او در برهههای مختلف، از جمله دوران خدمت در آستان قدس رضوی، دستگاه قضائی و … بودند. همراهی با فرمانده بزرگی مانند شهید رئیسی، روزبهروز این تعلقخاطر را در میان نزدیکانش بیشتر میکرد. ما از ایشان جز اخلاق چیزی ندیدیم. در تمامی بزنگاههای سیاسی، تصمیمگیریهایشان همواره بر پایه اخلاق، ایمان، و انصاف بود. در عین حال، مدیریتی مقتدر و قاطع داشتند. بسیاری از مواقع، ما، دیدگاه متفاوتی داشتیم، اما آقای رئیسی بعد از مشورت و جمعبندی کارشناسی، تصمیم خود را میگرفتند و بر آن میایستادند. اینگونه لحظات برای ما درسآموز بود.
دوران پس از حادثه، برای ما بسیار سخت و سنگین بود، مخصوصاً برای کسانی که ارتباط نزدیکی با شهید رئیسی داشتند. برای بسیاری از ما، این تلخترین فقدان زندگیمان بود. همه ما عزیزانی را از دست دادهایم، اما این حادثه، ضایعهای بزرگ در سطح ملی و مدیریتی کشور بود
بهعنوان مثال، در سفر اخیر استان سمنان، مردم دامغان از رئیسجمهور درخواست ساخت بیمارستان داشتند. ایشان از من خواستند موضوع را بررسی کنم و نتیجه را اطلاع بدهم. بررسیهای ما نشان داد که دامغان با جمعیت فرضی صد هزار نفری، از سرانه تخت بیمارستانی مناسبی برخوردار است و نیازی به ساخت بیمارستان جدید وجود ندارد. بنابراین، به حاجآقا عرض کردم که این پروژه از لحاظ کارشناسی قابل توجیه نیست و بهتر است قولی در این زمینه داده نشود. اما حاجآقا در سخنرانی خود، ضمن اشاره به بررسیهای کارشناسی، نکتهای مهمتر را مطرح کردند. گفتند: «دوستان ما بررسی کردهاند و میگویند از نظر جمعیتی، امکانات بیمارستانی دامغان پاسخگوست. اما آنها توجه نکردهاند که این شهر، در مسیر اصلی کشور و محل عبور زائران امام رضا (ع) است. این منطقه به دلیل حجم بالای تردد و احتمال وقوع حوادث جادهای، به خدمات درمانی بیشتری نیاز دارد.»
سپس، تصمیمشان را اعلام و ابلاغ کردند که در کنار بیمارستان موجود، مجموعه درمانی دیگری نیز احداث شود. این، نمونهای از مدیریت دقیق و تصمیمگیری جامع ایشان بود؛ یعنی درحالیکه نظرات کارشناسی را میشنیدند، اما تصمیمگیری نهایی را بر مبنای نگاهی کلانتر و جامعتر اتخاذ میکردند. دوران پس از حادثه، برای ما بسیار سخت و سنگین بود، مخصوصاً برای کسانی که ارتباط نزدیکی با شهید رئیسی داشتند. برای بسیاری از ما، این تلخترین فقدان زندگیمان بود. همه ما عزیزانی را از دست دادهایم، اما این حادثه، ضایعهای بزرگ در سطح ملی و مدیریتی کشور بود. با این حال، از نقاط قوت کابینه شهید رئیسی این بود که در همان شرایط دشوار، امور کشور متوقف نشد. دکتر مخبر، اداره امور را بر عهده گرفت و وزرا نیز با تمام توان پای کار ایستادند. البته، این ثبات اجرایی، بیش از هر چیز، به برکت حضور مقام معظم رهبری و استحکام ساختارهای کشور بود. تصور کنید رئیسجمهوری در سطح و ویژگیهای ممتازی مانند آقای رئیسی، به هر دلیلی، دچار حادثه میشود و این ضربه سنگین به کشور وارد میآید؛ اما جمهوری اسلامی، در این دریای پر تلاطم، مقتدرانه مسیر خود را ادامه میدهد. این امر، نشاندهنده استحکام نظام و عنایات الهی است. روزهای سخت و تلخی را پشت سر گذاشتیم، و شاید هیچوقت فکر نمیکردیم کشور با چنین شرایطی روبهرو شود. اما ایمان داریم که مقدرات جمهوری اسلامی، در سطوحی بالاتر از تدبیر بشری رقم میخورد. انشاءالله که خیر و صلاح کشور در مسیر آینده تأمین شود.
پایان بخش دوم
نظر شما