۱۶ فروردین ۱۴۰۴، ۱۶:۰۲

بطری بطری، نقره‌ خاکی برده‌اند!

بطری بطری، نقره‌ خاکی برده‌اند!

مسافران آمدند، عکس گرفتند، خاک برداشتند و رفتند ولی کسی نپرسید سهم طبیعت چه می‌شود؟ هرمز زخمی‌ست از یادگاری‌هایی که باید سر جایشان می‌ماندند.

خبرگزاری مهر، گروه مجله – فاطمه برزویی: «هرمز تحمل ترند شدن در اینستاگرام را نداشت.» این روزها، این تیتر در بسیاری از صفحات مجازی به چشم می‌خورد؛ جمله‌ای که به‌درستی حال و روز جزیره‌ی هرمز را توصیف می‌کند. جزیره‌ای که روزگاری با خاک سرخ افسانه‌ای‌اش و شن‌های نقره‌ای درخشانش شناخته می‌شد، حالا زیر بار هجوم بی‌امان گردشگران و تب داغ شبکه‌های اجتماعی، نفسش به شماره افتاده است.

هرمز دیگر آن بهشت بکر و آرام سابق نیست. چند سالی می‌شود که به لطف تبلیغات پرزرق‌وبرق اینستاگرامی، به یکی از مقصدهای محبوب گردشگری تبدیل شده است. مقصدی که خیلی‌ها برای دیدنش، ماه‌ها پس‌انداز می‌کنند تا تعطیلاتشان را در آغوش سواحل جنوب بگذرانند. اما آیا هرمز ظرفیت این حجم از توجه و هجوم را دارد؟

در یکی از ویدئوهایی که به‌تازگی دست‌به‌دست می‌شود، گروهی از زنان و مردانی را می‌بینیم که پنهانی مشغول پر کردن بطری‌های آب با شن‌های نقره‌ای ساحل هستند. زیر ویدئو، نوشته شده است: «دزد طبیعت!» لقبی که شاید در نگاه اول تند به نظر برسد، اما حقیقتی تلخ پشت آن است. آن‌ها بدون در نظر گرفتن آسیب‌هایی که به طبیعت وارد می‌کنند، تنها به فکر این هستند که بگویند: «ما هم از این خاک داریم.» ما هم بخشی از این بازی‌ایم؛ بازی‌ای که در آن چیزی جز خودنمایی و رقابت در به‌دست آوردن تکه‌ای از طبیعت، ارزش ندارد.

بطری بطری، نقره‌ی خاکی برده‌اند!

سال گذشته، یک گردشگر خارجی به ایران آمد. محو زیبایی‌های جنوب شد، مخصوصاً سواحل نقره‌ای جزیره‌ی هرمز. آن‌قدر خوشش آمد که امسال دست دوستانش را گرفت و گفت: «باید اینجا را ببینید!» چه دیدنی! نه آن ساحل همان بود، نه آن نقره، نه آن درخشش.

چرا؟ چون دوستان عزیز و زحمت‌کشی که در ایام نوروز با شور و اشتیاق به دل طبیعت زده بودند، هرچه بطری و کیسه در دست داشتند را از شن نقره‌ای پر کردند و با خود به خانه بردند. لابد فکر کردند دارند تکه‌ای از بهشت را می‌برند، یا شاید هم سوغاتی خاص برای ویترین‌شان. خاک نقره‌ای زیبا است، بله… اما وقتی سرجای خودش کنار خلیج فارس بدرخشد، نه در یک بطری پلاستیکی در انباری خانه یا بدتر از آن، ته کیسه جاروبرقی تا پایان سال.

آخر یکی نیست بگوید این خاک به چه کارتان می‌آید و قرار است چه معجزه‌ای کند؛ به خانه که رسیدید چه می‌کنید با آن، نگاهش می‌کنید؟ پُز می‌دهید؟ یا چند وقت بعد فراموش می‌شود و می‌رود کنار باقی خرت‌وپرت‌هایی که روزی ذوق‌شان را داشتید و حالا فقط جا تنگ کرده‌اند. مسئله اینجاست که همه فکر می‌کنند: «حالا من یکی که چیزی نمی‌برم فقط یک بطری است…» اما وقتی هزار نفر این فکر را بکنند، فاجعه اتفاق می‌افتد. برآوردها می‌گویند نزدیک به ۸۰ درصد از شن نقره‌ای هرمز از بین رفته و هر کسی سهم خودش را از طبیعت برداشته، اما کسی نپرسیده طبیعت خودش چه سهمی دارد.

بطری بطری، نقره‌ی خاکی برده‌اند!

تمدن را نمی‌شود فقط فریاد زد، باید به آن عمل کرد

جالب است؛ برخی که همیشه دم از تمدن ۲۵۰۰ ساله می‌زنند، در هر محفلی با غرور از نژاد آریایی سخن می‌گویند و مدام درود می‌فرستند، بیشتر اهل شعارند تا رفتار. آن‌ها حتی ساده‌ترین اصولِ حفاظت از میراث فرهنگی یا طبیعت کشورشان را رعایت نمی‌کنند. سوال این است که دقیقاً به چه چیزی می‌بالند به تمدنی که فقط نامش را می‌دانند؟ حرف زدن آسان است. همه بلدند بگویند «ما وارثان فرهنگ و تمدن ۲۵۰۰ ساله‌ایم»، اما پای عمل که می‌رسد، دیگر از آن تمدن چیزی باقی نمی‌ماند. متأسفانه بسیاری از ما فقط در حرف تمدن‌سازیم، و در عمل، تیشه به ریشه‌ی همان میراث می‌زنیم.

مگر فقط تخریب شن‌های نقره‌ای جزیره هرمز آسیب به تاریخ و فرهنگ است؟ نگاه کنیم به مقبره هخامنشی؛ که میراث یک تاریخ است حال و روزش چندان بهتر از هرمز نیست. امسال، در نوروز، برخی گردشگران به خود اجازه دادند روی سنگ‌نگاره‌های باستانی یادگاری بنویسند.

بطری بطری، نقره‌ی خاکی برده‌اند!

اگر ما این میراث را از بین ببریم، چه چیزی برای فرزندان‌مان باقی می‌ماند. وقتی کودک فردای ما بخواهد ساحل نقره‌ای هرمز را ببیند، یا عظمت بنای هخامنشی را لمس کند، آیا چیزی از آن‌ها باقی مانده که ببینند و مهم‌تر از آن، وقتی بپرسند چه شد که این‌ها نابود شدند، ما به آنها چه پاسخی باید بدهیم. تمدن، داشتن بناهای تاریخی نیست؛ داشتن فرهنگی‌ست که بتواند آن‌ها را حفظ کند.

وقتی مهمان‌نوازی، قربانی بی‌مبالاتی می‌شود

با وجود اینکه هنوز سازوکار مشخص و دقیقی برای ممنوعیت برداشت خاک از جزیره هرمز وجود ندارد، این بار نوبت مردم محلی‌ست که از میراث سرزمین خود دفاع کنند. آن‌ها هستند که باید پیش‌قدم شوند و به مسافران بگویند: «خواهش می‌کنیم، این خاک را نبرید. این خاک در جهان بی‌نظیر است، نه سوغاتی‌ست، نه یادگاری.» آخر، واقعاً یک بطری خاک چه کارکردی دارد؛ اگر حداقل استفاده‌ای داشت، شاید می‌شد برایش بهانه‌ای تراشید. در فضای مجازی، ویدئوهایی از جر و بحث مردم بومی با افرادی که بدون اجازه از ساحل خاک جمع می‌کنند، بازدید زیادی گرفته است. این تصاویر، بازتابی از درد و نگرانی مردمی‌ست که می‌دانند اگر مراقب نباشند، چیزی از زیبایی‌های سرزمین‌شان باقی نخواهد ماند.

این اولین بار نیست که چنین اتفاقی می‌افتد. چند سال پیش، همین اعتراض‌ها در استان‌های شمالی کشور هم دیده می‌شد. مردم شمال از حجم زباله‌هایی که گردشگران در طبیعت رها می‌کردند و آلودگی‌هایی که در دریا و جنگل‌ها ایجاد می‌شد، گله‌مند بودند. اما آن زمان، به آن‌ها برچسب «مهمان‌نواز نبودن» زده شد؛ گفتند سخت‌گیرند، خوش‌برخورد نیستند.

بطری بطری، نقره‌ی خاکی برده‌اند!

در مقابل، از جنوبی‌ها همواره به‌عنوان مردمی خوش‌برخورد و مهمان‌دوست یاد می‌شد. اما حالا، با وضعیتی که برای جزیره هرمز پیش آمده، صدای همان جنوبی‌های مهمان‌نواز هم بلند شده است. وقت آن است که به جای توقع از مردم محلی برای مدارا، به مسئولیت گردشگران در حفظ طبیعت بیشتر توجه شود. مهمان‌نوازی زیباست، اما وقتی مهمان قدر نداند، گاهی لازم است مرزهایی روشن برای حفظ خانه کشیده شود.

ما مهمانان گذرای این سرزمینیم

تا این‌جا از بی‌ملاحظگی برخی گردشگران گفتیم؛ از آن‌هایی که بی‌توجه به ارزش و اهمیت طبیعت، تنها به دنبال یادگاری‌هایی هستند که جز آسیب، چیزی به جا نمی‌گذارند. اما در میان همه این اخبار تلخ، جرقه‌هایی از امید هم دیده می‌شود. در فضای مجازی، چالشی با عنوان «برگرداندن خاک هرمز» راه افتاده است؛ حرکتی خودجوش که توسط برخی از کاربران دغدغه‌مند آغاز شد. افرادی که پس از دیدن ویدئوها و خواندن گزارش‌ها، متوجه شدند کاری که انجام داده‌اند نادرست بوده. آن‌ها تصمیم گرفتند خاک‌هایی را که از ساحل جزیره برداشته بودند، دوباره به همان‌جا برگردانند.

شاید برای عده‌ای این کار ساده یا حتی بی‌اهمیت به نظر برسد، اما در واقع نشانه‌ای روشن از آگاهی و مسئولیت‌پذیری‌ست. اینکه هنوز هم هستند کسانی که وقتی حقیقت را می‌بینند، حاضرند قدمی برای جبران بردارند، قابل تحسین است.

ما نمی‌توانیم گذشته را تغییر دهیم، اما می‌توانیم آینده را بسازیم. بازگرداندن خاک، نه فقط بازگرداندن ذراتی از زمین، بلکه بازگرداندن بخشی از وجدان انسانی‌ست که گاهی در هیاهوی سفر و لذت، فراموش می‌شود. این حرکت، نه به‌عنوان یک چالش زودگذر، بلکه به عنوان الگویی از مسئولیت اجتماعی باید گسترش یابد. تا یادمان نرود، ما تنها مهمانان گذرای این سرزمینیم؛ و میراثی که امروز حفظش می‌کنیم، فردا خانه‌ی فرزندان‌مان خواهد بود.

کد خبر 6425277

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۱۶:۵۱ - ۱۴۰۴/۰۱/۱۶
      0 0
      یه سری توی سایت های فروش بگرد میبینی چقدر آدم منفعت طلب به عنوان صنایع دستی دارن میفروشن و کسی هم صداش در نمیاره ...
    • IR ۱۷:۰۴ - ۱۴۰۴/۰۱/۱۶
      4 0
      تمدن را نمی‌شود فقط فریاد زد، باید به آن عمل کرد! حق
    • NP IR ۱۷:۳۳ - ۱۴۰۴/۰۱/۱۶
      3 0
      و حالا مردم بومی که برای خلق آثار هنری و حتی برای مواد اولیه خوراکی به جنوبی میگن ساروق استفاده می کنند . اما ریشه شروع از کجا تا به امروز زنجیره وار ادامه داشته .
    • NP IR ۱۷:۳۶ - ۱۴۰۴/۰۱/۱۶
      2 2
      و اما برسیم به امروز وقتی در جزیره ای نه کسب کاری وجود داره نه سرمایه گذاری نه صنعتی نه کارخانه ای و کار تولید برای جوانان زنان دختران منطقه محروم جزایر وجود نداره پس سوال یک بومی ها باید چطور جوابگو نیاز خود معیشت زندگی خود و بچه ها خانواده خودشون بشن . به نظر شما مشکل طبیعت فقط از مردم بومی و توریست مسافره
    • NP IR ۱۷:۳۹ - ۱۴۰۴/۰۱/۱۶
      2 2
      وقتی دولتمردان برنامه ی جایگزینی برای مهار رفع این مشکلات در آن مکان ها حتی برای بومی ها ندارند و قانون قوانین برنامه ریزی های اقتصادی رفع بیکاری برای بومی های آن جزایر نیست و برای رفع مشکلات معضلات ذخایر طبیعتش برنامه ساماندهی درست نظارتی وجود نداره پس چطور باید انتظار داشت اوضاع عالی بشه .
    • NP IR ۱۷:۴۶ - ۱۴۰۴/۰۱/۱۶
      2 1
      ببینید وقتی یک عادت بد یا ضرری رو که می دونیم برای طبیعت خوب نیست و آسیب زاست باید اول به ریشه اوضاع گذشته به خوبی نگاه بررسی کرد و اینکه چرا مردم بومی آنجا مرتکب چنین اقدامی می شوند و مسافر هم می بینه خاک به غارت می بره در صورتی که هر دو گروه به خوبی می دانند اشتباهه و برای طبیعت آسیب زا و دوم اینکه برای این مساله ضرر آسیب زا توسط دولتمردان مقامات باید راه حل راهکار پیدا بشه جایگزین تا مردم بومی مسافر هم اقدام به فروش غارت خاک نکنند . و بومی های همان جا هم بتونن کسب درآمد معیشت داشته باشند
    • NP IR ۱۷:۵۷ - ۱۴۰۴/۰۱/۱۶
      1 1
      ببینید مردمی که در مناطق محروم به سر می‌برند جزایر مثل شهرستانی ها مردمی که در استان ها زندگی می کنند کسب کار چندانی ندارند اغلب یا از طریق اجاره اتاق به مسافر یا از طریق صیادی و خانم ها هم با همین هنرهای بومی خودشون با مواد اولیه ای که دریا و ساحل آماده می کنند و برخی نقاط هم نگهداری شتر به عنوان ساربان . بردن بار شوتی قاچاق و سوخت ، چتربازی برای بردن اجناس از قدیم حتی توسط خانم های بومی . از قدیم اجداد خودشون همین بوده هست کارخانه صنعت امکانات برای اشتغال برای جذب بومی ها و چیزی وجود نداره
    • IR ۲۰:۲۲ - ۱۴۰۴/۰۱/۱۶
      4 0
      خود هرمزی‌ها این خاک را می‌فروشند. جلوگیری از خروج خاک از هرمز کار سختی نیست، چون جزیره است و کافی است هم ممنوع کنند و هم جامه‌دان‌ها را بازرسی کنند. جلوگیری فروشندگان خاک را هم بگیرند.
    • دوستدار طبیعت IR ۰۹:۱۳ - ۱۴۰۴/۰۱/۱۷
      1 0
      بارها در شبکه های اجتماعی دیدم که خود ساکنان هرمز خاک های رنگارنگ هرمز را در قوطی شیشه ای بسته بندی کرده و به عنوان سوغات می فروشند. پس فقط زیر سر گردشگر نیست ، تقصیر ساکنان هرمز بیشتر است
    • بنی IR ۱۱:۰۴ - ۱۴۰۴/۰۱/۱۷
      0 0
      من به عنوان یک ایرانی در خودم خودخواهی را دیده ام و همین خودخواهی باعث میشود که دست به چنین کارهایی بزنیم.همه ما میگوییم حالا بزار من یه مشت خاک بردارم مگه چی میشه.من بردارم ولی بقیه برندارن؟همه باید این خودخواهی را از بین ببریم
    • عزیزالله IR ۱۱:۲۱ - ۱۴۰۴/۰۱/۱۷
      0 0
      باسلام : لطفا قبل از تبلیغ مناطق بکر وزیبا یی های طبیعت هرمنطقه جهت گردشگری ابتدا تمهیدات لازم در حفظ وحراست ونگهداری ازموارد این چنینی توسط ارگان مربوطه مشخصا اداره گردشگری هراستان یا شهرستان و NGOها محلی انجام وسپس اجازه تبلیغ و بازدیدعموم داده شودتا از تکرار ونابودی سرمایه ملی وتمدنی و....جلو گیری شود.